درد دله...

مخاطب خاص:

دیشب گریه کردم..

التماس کردم در درگاه خدا...

ولی از خدا دیگه تورو نخواستم..

دلم گیره هنوزم..ولی تورو نخواستم

نخواستم چون امید کس دیگه شدی..

نخواستم چون مرد رویاهاش شدی..

نخواستم چون توی لعنتی منو از خدا نخواستی..

میدونم فراموشم نمیتونی بکنی..چون دوسم داشتی..

الانم داری..فقط با زندگیمون با من لج کردی..

همه چیرو خراب کردی..

امضا:سهیلا


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 توسط soheila

مخاطب خاص:

نفرین که میکنم دلم میگره

نفرینت نمیکنم..چون شادی تو شادی منم هست

هرچند دوست داشتم هنوزم مال خودم باشی..

ولی دیگه به خدا نمیگم چرا اینطور شد...

فقط به خدا میگم چشم

تو اخرین دارایم بودی که از دست دادم..!!


برچسب‌ها: نفرین
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 توسط soheila

اغوشت..چقدر گرم بود

دست هایت حس خوبی داشت

نگاهت ارامش بخش ..

اما حالا برای این که رفتی..

باعث شدی از هرچی عشقه بیزار بشم

تو تمام دنیام بودی

ولی الان فقط خاطره تلخی هستی که هیچگاه از یادم نمیری..


نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم تیر 1393 توسط soheila

مخاطب خاص:

نمی تونم دوستت نداشته باشم

حتی امروز که مدتهاست منو ترک کردی

میدونم که هیچ فایده ای نداره

اما تمام این روزهام در رویای تو میگذره

در رویای اولین ملاقاتمون

هر بار به این رویا فکرمیکنم

قلبم مانند همان روز به تپش می افته

دوستام بهم میگن

که با گذشت زمان عشق به فراموشی سپرده میشه

اما انها نمیدون که

از ان روزی که ترکم کردی

زمان نیز متوقف شده است

تمام این روزهای من در رویای دیروز تو میگذرد..


نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم تیر 1393 توسط soheila

نبار باران...

عاشقانه اش نکن..

من و او

ما ..نشدیم


نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم تیر 1393 توسط soheila

حس میکنم گم شده ام

اما تلخ تر از ان

کسی دنبالم نمیگردد


نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم تیر 1393 توسط soheila

به مد پوشان بگید..

اخرین مد کفن است


نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم تیر 1393 توسط soheila

بدترین درد اینه که بیدار بشی..

و خودتو خواب بینی


میگویند دلتنگت نباشم

خدای من...

انگار به اب میگویند خیس نباش


لعنت به اونی که خود عوضیش بغل یکی دیگس

یاد کثیفش هنوز توی دلمه..


میسپارمت به خدایی که

هیچ وقت نخواست تورا به من بسپارد..


نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم تیر 1393 توسط soheila

بگذار هرچه از دست میرود برود..

انچه را میخواهم ک با التماس نباشد...

هرچه باشد

حتی زندگی


نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم تیر 1393 توسط soheila

خدایا خیلی تنهام..

مرسی ک کنارمی


نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم تیر 1393 توسط soheila

خسته نباشی سرنوشت....


نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم تیر 1393 توسط soheila

به سلامتی حرفایی که ..

نمیشه اس ام اس کرد..

نمیشه توی چت تایپ کرد..

نمیشه پای تلفن گفت...

حرفایی که..

فقط برای زمانیه که تو در اغوشمی


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هشتم تیر 1393 توسط soheila

دیر امدی باران

دیر...

من درجایی

در جهنم نبود او خشکیدم


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هشتم تیر 1393 توسط soheila

درخاطری که تو هستی

دیگران محکوم به فراموشی هستن

این را به همه بگو


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هشتم تیر 1393 توسط soheila

اهای بی معرفت

پاسخ دوستت دارم...

مرسی..نیست


نوشته شده در تاريخ شنبه هفتم تیر 1393 توسط soheila

نشسته ام...کجا؟؟

کنار همون چاهی که برایم کندی

عمق نامردیت را اندازه میگیرم


ادم ها لالت میکنند..

بعد میپرسند...چرا حرف نمیزنی..؟؟

این خنده دارترین نمایشنامه دنیاست...


همانند پلی بودم برای عبورت...

به فکر تخریبم نباش...

رسیدی دست تکان بده..

من خودم فرو میریزم


برچسب‌ها: عبور
نوشته شده در تاريخ شنبه هفتم تیر 1393 توسط soheila

باتو زیر بارانم...

چتر برای چه..؟؟!!

خیال ک خیس نمیشود..


نوشته شده در تاريخ شنبه هفتم تیر 1393 توسط soheila

سریع ترین نقاشی بود که دیدم...

دریک چشم برهم زدن روزگارم را سیاه کرد..


خودم قبول دارم کهنه شدم..

انقدر کهنه که میشود...

روی گرد و خاک تنم یادگاری نوشت...

بنویس برو..


نوشته شده در تاريخ شنبه هفتم تیر 1393 توسط soheila

دیشب با خدا دعوام شد...

باهم قهر کردیم...

فکر کردم دیگه دوسم نداره...

رفتم یک گوشه ای نشستم ..

چند قطره اشک ریختم...و خوابم برد.

صبح بیدار شدم...مادرم گفت..

نمی دونی از دیشب تا صبح چه بارانی می امد..


خدایا..

اگه تو دست منو بگیری...

دیگه هیچ کس نمیتونه...منو

دست کم بگیره..


اگر قانون عشق نبود

درحین جان دادن

پافشاری برای زنده ماندن معنی نداشت



برچسب‌ها: دعوا, نگاه خیس
نوشته شده در تاريخ شنبه هفتم تیر 1393 توسط soheila

خدایا...

میشه بغلم کنی...؟!

میخوام سرمو بزارم روی شونت..فقط گریه کنم..

از دست بنده هایت که جواب محبت منو با بی توجهی دادن..

توهم بگی...

گریه نکن من هستم...میارمت پیش خودم..


برچسب‌ها: خدا
نوشته شده در تاريخ شنبه هفتم تیر 1393 توسط soheila
    

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ